الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
247
دقائق العلاج ( فارسي )
[ باب ] چهاردهم حرف " ض 1 - ضماد « 1 » براى شقاق ( شكاف برداشتن يك اندام ) حيوانات : مردار سنگ پنج جزء ، روغن زيتون بيست جزء ، آنها را مىجوشانند تا غليظ شود آنگاه سه جزء قير به آن مىافزايند و مىپزند تا همه دارو مانند قير شود بهنگام نياز موضع را با آب گرم مىشويند تا نرم شود سپس ضماد را ذوب كرده در موضع مىريزند و اگر سندروس يا شنگرف به اندازه پنج جزء بر آن بيفزايند مؤثرتر است . 2 - ضماد ديگر : اين ضماد مسهل است به اندازه يك كف دست ترمس ( باقلاى مصرى ) را مىكوبند و در ديگى گذارده و شير بر آن مىريزند تا رويش را بگيرد و مىجوشانند تا شير جذب شود سپس به همان اندازه روغن گاو در آن ريخته مىجوشانند تا بقوام آيد اگر اين ضماد را بر پارچهاى نهاده و بر بالاى ناف ببندند سودا را بيرون مىراند و اگر بر زير بغل بگذارند صفرا را خارج مىنمايد و اگر بين رانها ببندند بلغم را دفع مىكند و براى درمان كودكان و سالخوردگان از آن استفاده مىكنند و همينكه به قدر كافى عمل بياورد آن را باز كرده موضع را با گلاب مىشويند . 3 - ضماد ديگر : براى آبريزشهاى بينى سودمند است . كتيرا چهار درهم ، حضض مكى دو درهم ، زعفران يك دانق ، گل انار فارسى دو درهم ، فوفل بنگدانه ( بزر البنج ) و نشاسته از هركدام سه درهم و سفيده تخم مرغ به اندازه احتياج داروها را مىكوبند و مىبيزند و با سفيده خمير كرده و آن را درحالىكه نيمهگرم است بر پارچهاى ابريشمى مىمالند و بر روى سر ضماد
--> ( 1 ) ضماد علاوه بر معنى مصدريش نام عمومى داروهائى است كه بر اندامى گذارده مىشود كه معمولا روى آن را بايد با پارچهاى ببندند . مترجم